توی تاریخِ بدنسازی، اسمهای بزرگ زیاد هستن، اما رونی کلمن (Ronnie Coleman) یه چیز دیگهست. اون کسی بود که وقتی روی استیج میاومد، بقیه فقط برای مقام دوم میجنگیدند. رونی ثابت کرد که با ژنتیکِ خوب میشه شروع کرد، اما با تلاشِ حیوانی و تمریناتِ فرازمینی میشه جاودانه شد. از کفِ اتاقهای سردِ اداره پلیس تا نورافکنهای مستر المپیا، این داستانِ مردیه که کمرِ وزنهها رو شکست تا تاریخِ بدنسازی رو از نو بنویسه.
۱. از زمینهای فوتبال تا فقر و پیتزاهای مجانی
رونی قبل از اینکه غولِ دنیای بدنسازی بشه، مسیر متفاوتی رو طی کرد که خیلیها ازش خبر ندارن.
الف) دوران فوتبال آمریکایی و قدرتِ خدادادی
- رونی در تگزاس متولد شد و توی دوران دانشگاه، یک بازیکنِ فوتبال آمریکاییِ درجهیک بود. قدرتِ انفجاریِ رونی نشون میداد که اون برای کارهای بزرگ توی دنیای قدرت و بدنسازی ساخته شده. عضلات همسترینگ و باسنِ رونی از همون دوران دانشگاه، حتی بدون وزنهبرداری حرفهای، از همتیمیهاش بزرگتر بود. این یعنی ژنتیکِ پادشاه از همون اول فریاد میزد.
ب) حسابداری که به پیتزا فروشی افتاد
- شاید باورت نشه، ولی رونی لیسانس حسابداری با نمرات عالی داشت! اما چون در بازار کارِ اون زمان جایگاهی پیدا نکرد، مجبور شد توی رستوران “دومینو پیتزا” کار کنه. اون زمان رونی اونقدر وضعیت مالیش بد بود که هر روز پیتزای مجانی میخورد چون پولی برای خرید غذای باکیفیتِ بدنسازی نداشت. تصور کن، پادشاه آینده المپیا با کالریِ پیتزاهای باقیمانده بدنش رو سرپا نگه میداشت!
ج) ورود به اداره پلیس و سالنِ “آیرون”
برای داشتن یک زندگی باثبات و استفاده از بیمه، رونی به اداره پلیس پیوست. پلیس بودن بهش نظم داد و اجازه داد از سالنِ وزنهی اداره پلیس استفاده کنه. جالبه بدونی رونی حتی وقتی قهرمانِ جهان بود، باز هم شیفتهای گشتزنی پلیس رو میرفت. اون لباسِ پلیسی که روی عضلاتِ غولآسای رونی کشیده میشد، ترسناکترین و در عین حال محبوبترین تصویرِ شهر آرلینگتون بود.
۲. باشگاه متروفلکس و زلزلهی مستر المپیا
رونی به پیشنهادِ “برایان دابسون” وارد دنیای حرفهای شد؛ اونم فقط در ازای یک کارت عضویت مجانی در باشگاه!
الف) اولین قهرمانی و کارت حرفهای
- در سال ۱۹۹۰، رونی اولین مسابقهاش رو برد. دنیای بدنسازی با دیدنِ بدنی که هم حجیم بود و هم به شدت کات، متوجه شد که یک رقیبِ جدی پیدا شده. دابسون میگفت وقتی برای اولین بار رونی رو دید که تیشرتش رو درآورد، بدنش شبیه یک نقشه آناتومی زنده بود که هیچ چربیای نداشت.
ب) تحلیلِ فیگورهای مرگبارِ رونی
- چرا رونی شکستناپذیر بود؟ چون در فیگور «جفت بازو از پشت»، عضلاتِ زیربغل و فیلهی کمر او جوری پهن میشد که استیج رو سیاه میکرد. ضخامتِ عضلاتِ پشتِ رونی در تاریخِ بدنسازی بینظیره. او در فیگور «کول» یا همون Most Muscular، جوری رگها و فیبرهای عضلانیاش رو به نمایش میذاشت که داوران عملاً بقیه رو کنار میگذاشتند.
ج) زلزلهی ۱۹۹۸؛ سقوطِ امپراتوریِ فلکس ویلر
وقتی رونی در سال ۱۹۹۸ روی استیج المپیا اومد، هیچکس باورش نمیشد. فلکس ویلر که خودش رو قهرمانِ حتمی میدونست، با دیدنِ حجمِ فرازمینیِ رونی مات و مبهوت موند. رونی اولین ساندوی خودش رو گرفت و ۸ سال متوالی اجازه نداد هیچکس حتی به اون جام نزدیک بشه. او استانداردِ “حجمِ عظیم همراه با کاتِ عمیق” رو وارد بدنسازی کرد.
۳. رژیم غذایی و تمریناتِ فرازمینی
رونی کلمن فقط با وزنه زدن رونی نشد؛ اون یک ماشینِ مصرفِ کالری و جابهجاییِ کوههای آهن بود.
الف) رژیم غذاییِ ۶۰۰۰ کالری
- رونی برای حفظ اون حجم، باید کوهی از پروتئین مصرف میکرد. رژیم او شامل روزانه ۲ کیلوگرم گوشت مرغ، سفیده تخممرغ زیاد و سیبزمینی بود. او حتی ساعت ۳ صبح بیدار میشد تا یک وعده پروتئین بخوره تا بدنش در حالت کاتابولیک قرار نگیره. این انضباطِ وحشتناک چیزیه که در بدنسازی مدرن کمتر دیده میشه.
ب) اسکات و ددلیفتِ ۸۰۰ پوندی
- ویدیوهای تمرینِ رونی در باشگاه متروفلکس، انجیلِ ورزشکارانِ قدرت است. اسکات زدن با ۳۶۰ کیلوگرم برای تکرارهای متعدد، آن هم در حالی که رونی فقط چند هفته با مسابقه فاصله داشت، از نظر علمی غیرممکن بود! او با وزنه های آزاد تمرین میکرد و معتقد بود ماشینهای بدنسازی نمیتونن اون چگالیِ لازم رو به بدن بدن.
ج) فریادهای “Yeah Buddy”؛ روانشناسیِ قدرت
فریادهای معروف رونی مثل “Light Weight Baby” یا “Yeah Buddy” فقط برای جلب توجه نبود. اینها تکنیکهای روانشناسیِ او برای غلبه بر ترس از وزنههایی بود که میتونست هر انسانی رو پرس کنه. رونی با این جملات به سیستم عصبیاش دستور میداد که وزنه سبک است، حتی اگر سنگینترین وزنهی تاریخِ بدنسازی بود.
۴. میراث، مصدومیت و بهایِ سنگینِ قهرمانی
رونی ۸ بار پشتِ سر هم قهرمان شد، اما بدنِ انسان برای اون حجم از فشار ساخته نشده بود.
الف) جراحیهای کمر و لگن و ارادهی پولادین
- فشارِ وحشتناکِ اسکاتها و ددلیفتهای سنگین، دیسکهای کمر رونی رو از بین برد. او بیش از ۱۳ جراحی سنگین رو پشت سر گذاشت و جراحان مجبور شدند در ستون فقرات او پیچ و مهره کار بگذارند. اما نکته عجیب اینجاست: رونی حتی بعد از جراحی، با عصا به باشگاه میرفت! این عشقِ دیوانهوار به بدنسازی چیزیه که او رو به یک قدیس در این ورزش تبدیل کرده.
ب) نقد مستند “The King” و زندگیِ کنونی
- در مستند نتفلیکس، ما با چهرهی انسانیِ رونی آشنا میشیم؛ مردی که برای راه رفتن درد میکشه اما پشیمان نیست. او میگه: «تنها پشیمانیام اینه که وقتی اسکات ۸۰۰ پوندی زدم، میتونستم ۴ تکرار برم ولی فقط ۲ تا رفتم!» این ذهنیتِ بیپایانِ قهرمانی، میراثِ اصلی او برای دنیای بدنسازی است.
ج) تاثیر رونی بر تجهیزات و استانداردهای بارکو
داستان رونی به ما یاد میده که در بدنسازی، کیفیتِ تجهیزات (از کمروربندهای چرمی گرفته تا زانوبندها) چقدر حیاتیه. اگر رونی تجهیزات حمایتی بهتری داشت، شاید امروز کمتر درد میکشید. ما در بارکو با الهام از قدرتِ رونی، محصولاتی رو عرضه میکنیم که در کنارِ تمرینِ سنگین، از سلامتِ مفاصلِ شما هم محافظت کنه.
لیست افتخاراتِ طلاییِ پادشاه
| سال | عنوان مسابقه | رتبه |
|---|---|---|
| ۱۹۹۰ | مستر تگزاس (آماتور) | اول |
| ۱۹۹۵ | جام حرفهای کانادا | اول |
| ۱۹۹۸-۲۰۰۵ | مستر المپیا | اول (۸ دوره متوالی) |
| ۲۰۰۱ | آرنولد کلاسیک | اول |
جمعبندی: رونی کلمن، فراتر از یک بدنساز
مشتی، زندگی رونی کلمن به ما یاد میده که “ناممکن” فقط یک کلمهست. اون از فقرِ مطلق به اوجِ ثروت و شهرت رسید، اونم فقط با تکیه بر آهنِ سرد و ارادهی پولادین. دنیای بدنسازی مدیونِ این پلیس تگزاسی هست که نشون داد بدن انسان تا کجا میتونه پیش بره. اگه دنبال انگیزهای، به عکسهای رونی نگاه کن و یادت باشه: هیچ وزنی سنگین نیست، اگه قلبت به اندازه کافی بزرگ باشه!





